درسنامه آموزشی اصول عقاید (2) کلاس یازدهم معارف
درس 12: ویژگیهای حکومت اسلامی (1)
دانستیم که وجود حکومت اسلامی، علاوهبر اینکه یک ضرورت اساسی در اجرای احکام اسلامی است، به مؤمنان و منتظران امام مهدی فرصت میدهد که در حد توان، آنچه را برای ظهور لازم است فراهم سازند.
- اکنون این سؤال مطرح میشود که اساساً حکومت اسلامی دارای چه ویژگیهایی است؟
- برای اینکه حکومت اسلامی بتواند به بهترین شکل ممکن در جهت زمینهسازی ظهور حرکت کند مسئولان نظام اسلامی چگونه باید عمل کنند؟
حکومت اسلامی؛ مردم سالاری دینی
انسانها از آغاز زندگی اجتماعی، با درک نیاز به حکومت، به تشکیل آن روی آوردند و با گسترش جوامع بشری و انباشت تجربهها، به شکل حکومتها تنوع بخشیدند. امروزه حکومتها با نامهای مختلف و ویژگیهای خاص وجود دارند و همۀ آنها مدعیاند که نوع حکومت آنها بهتر میتواند به سعادت مردم کمک کند.
یکی از انواع این حکومتها، حکومت دمکراتیک یا مردم سالار است، که در آن خواست اکثریت مردم بر سرنوشت جامعه حاکم است؛ نه خواست و ارادۀ فرد یا گروه خاص.
همانطور که در درس قبل دیدیم، یکی از ویژگیهای حکومت اسلامی، نقش محوری رأی مردم و دخالت آنان در این نوع حکومت است. به همین جهت آن را جمهوری (مردم سالار) نامیدهاند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای، در اینباره فرمودهاند:
«... این مردم سالاری به ریشههای دمکراسی غربی، مطلقاً ارتباط ندارد؛ این یک چیز دیگر است. یعنی اینطور نیست که ما دمکراسی را از غرب بگیریم و به دین سنجاق کنیم تا بتوانیم یک مجموعهٔ کامل داشته باشیم؛ نه، خود این مردم سالاری هم متعلق به دین است... مردم سالاری عبارت است از اینکه تشکیل نظام به وسیلهٔ اراده و رأی مردم صورت بگیرد؛ یعنی، مردم نظام را انتخاب میکنند .... مسئولان اصلی را به واسطه یا بیواسطه انتخاب میکنند. این، همان چیزی است که غرب، ادعای آن را میکند و این فقط ادعاست.»
دیگر تفاوت اساسی حکومت اسلامی با سایر حکومتها آن است که مبنای نظام اسلامی، حاکمیت اراده و قانون الهی بر همه بخشهای جامعه، با خواست و قبول مردم است. به تعبیر زیبای امام خمینی ولایت فقیه، حکومت فقه (یعنی مجموعهٔ قوانین الهی) است، نه حکومت فرد فقیه. فقیه نیز باید تابع ضوابط و قوانین دینی باشد. نظام اسلامی زمانی در کشوری استوار میشود که اکثریت مردم بپذیرند که زندگی فردی و اجتماعی آنها مطابق با قانون الهی اداره شود؛ به همین جهت این نظام، «مردم سالاری دینی» نامیده شده است.

حکومت اسلامی از جهت اهداف نیز با دمکراسی رایج در جهان تفاوت دارد. دمکراسی موجود تأمین خواستههای دنیوی مردم را هدف قرار داده است و نسبت به ارزشهای الهی بیاعتنا است یا با آنها مخالفت دارد. هم اکنون برخی حکومتها را میبینیم که در پوشش دمکراسی، به مردم اجازه نمیدهند که احکام دینی خود را اجرا کنند. به همین جهت، بهتدریج در این کشورها ارزشهای اخلاقی و دستورهای الهی نادیده گرفته میشود.
حکومت اسلامی، علاوهبر تلاش برای رفاه و آسایش عمومی، باید جامعه را به گونهای اداره کند که توجه مردم به کمال حقیقی و سعادت ابدی در آخرت بیشتر شود و زمینههای فساد و بیتوجهی به آخرت کاهش یابد. براساس دیدگاه قرآن، هدف اصلی حکومت اسلامی آن است که با فراهم آوردن بستر عدالت اجتماعی، زمینههای رشد و تعالی مردم را مهیا کند.

مردمی هم که حکومت اسلامی را برپا کردهاند، خواستار همین آرمان بودهاند. بنابراین، حکومت اسلامی نمیتواند در خدمت منافع مادی اقلیتی از مردم باشد یا مطابق با هوای نفس برخی افراد، قوانین مهم اسلامی را نادیده بگیرد.
آنگاه که حکومت اسلامی مطابق با معیارها و ضوابط تعیین شده تشکیل شود، این اطمینان خاطر در مردم به وجود میآید که هدف اصلی حکومت، اجرای قانون الهی است؛ از اینرو قوانین و مقررات نظام را به خاطر رضایت الهی و رسیدن به کمال معنوی رعایت میکنند و اگر هم احساس کنند که در قسمتی از نظام خلل و اشکالی وجود دارد، با احساس مسئولیت برای رفع آن میکوشند و در صورت نیاز، به وظیفۀ امر به معروف و نهی از منکر عمل میکنند.
وظایف متقابل رهبر و مردم
امام علی دربارهٔ رابطهٔ میان رهبر و مردم میفرماید:
«... و بزرگترین حقی که خدا واجب کرده است، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است، حقوقی که خداوند بر هر یک از این دو نسبت به هم واجب کرده و آن را سبب دوستی و الفت آنان و ارجمندی دینشان قرار داده است، مردم جز به صلاح حاکمان، اصلاح نپذیرند و حاکمان جز به پایداری مردم، نیکو نگردند، پس هنگامی که مردم، وظیفه خود را نسبت به حاکم انجام دادند و حاکم نیز حق آنان را ادا کرد حق در بین اینها ارزشمند میشود».
در این درس با وظایف رهبر آشنا میشویم و در درس بعدی وظایف مردم در برابر رهبر و حکومت اسلامی را مطرح خواهیم کرد.
وظایف رهبر
امیرالمؤمنین در سخنان خود، این حقوق را میشمرد و از آنها یاد میکند:
«ای مردم، همانا من به گردن شما حقی دارم و شما نیز بر من حقی دارید و اما حق شما بر من این است که شما را نصیحت و راهنمایی کنم و درآمدهای بیت المال را به شایستگی بین شما تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا نادان نمانید و تربیت کنم تا یاد بگیرید.»
تدبر (صفحهٔ 128 کتاب درسی)
یکی از آیاتی که مسئولیتهای رهبری پیامبر اکرم را بیان میکند، آیهٔ 159 سورهٔ آل عمران است. خداوند در این آیه میفرماید:
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ
به مهر الهی با آنان نرم شدی اگر تندخو و سخت دل بودی از گرد تو پراکنده میشدند پس از آنان درگذر و برای آنان، آمرزش طلب کن و در این کار با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل نما که خدا توکل کنندگان را دوست دارد.
در آیهٔ اول سورهٔ احزاب نیز خداوند مسئولیتهای دیگری برای پیامبر تعیین میکند:
یَا أَیُّهَا النَّبِی اتَّقِ اللَّهَ وَ لَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا
«ای پیامبر، از خدا پروا کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند».
در این دو آیه تأمل کنید و ببینید چه مسئولیتهایی برای پیامبر اکرم تعیین کرده است:
1- .......................
2- .......................
3- .......................
4- .......................
5- .......................
6- .......................
ولی فقیه بهعنوان نایب و جانشین رسول خدا و امامان، وظیفهٔ رهبری جامعه را برعهده میگیرد و میکوشد که با پیروی از آن بزرگواران و سرمشق قرار دادن آنها، جامعه را اداره کند. البته به این نکته باید توجه کنیم که در اسلام، رهبری و حکومت، یک مسئولیت سنگین است، نه یک ابزار برای رسیدن به امکانات و امیال و لذتهای دنیوی. به همین جهت ولیفقیه میکوشد رسول خدا و امامان معصوم را سرمشق قرار دهد و با داشتن یک زندگی ساده و معمولی، پیوندی قلبی و عاطفی با مردم برقرار کند.
برخی از وظایف رهبر جامعهٔ اسلامی، که از قرآن کریم، روایات و سیرهٔ معصومین بزرگوار به دست میآید، عبارتاند از:
1- تلاش برای اجرای احکام و دستورات الهی در جامعه: رهبر جامعهٔ اسلامی میکوشد جامعه، مطابق با دستورات دین اداره شود و مردم از مسیر قوانین الهی خارج نشوند. انجام این مسئولیت، گرچه ممکن است سبب نارضایتی برخی شود، اما چون نتیجهاش رستگاری مردم است، باید با قاطعیت پیگیری گردد.
2- حفظ استقلال کشور و جلوگیری از نفوذ بیگانگان: کشورهای بیگانه، به خصوص قدرتهای بزرگ، همواره درصدد سلطه بر کشورهای دیگر هستند و از روشهای مختلف برای رسیدن به این هدف استفاده میکنند. یکی از روشهای آنان فشار اقتصادی و روانی است. رهبر با دعوت مردم به استقامت و پایداری و بستن راههای سلطه، تلاش میکند عزّت و استقلال کشور از دست نرود.
3- تصمیمگیری بر اساس مشورت: از آنجا که ادارهٔ یک جامعه و رهبری آن به سوی پیشرفت و عدالت و تعالی، با بهرهگرفتن از اندیشههای اندیشمندان و متخصصان میسر است، رهبر باید با مشورت نخبگان تصمیمهای لازم را بگیرد. امروزه در جامعهٔ ما علاوهبر اشخاص، نهادهای مختلفی هستند که به صورت پیوسته به رهبری مشورت میدهند، مانند: دولت، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجلس شورای اسلامی، شورای عالی امنیت ملی، جامعهٔ مدرّسین حوزهٔ علمیهٔ قم، شورای عالی حوزههای علمیه و نخبگان علمی کشور.
4- سادهزیستی: رهبر به دنبال توسعۀ مال و ثروت و تشکیل یک زندگی اشرافی و تجملاتی حتی از طریق مشروع نیست. گرچه امروزه زندگی اشرافی رؤسای جمهور و پادشاهان، از قبیل داشتن خانههای گرانقیمت، استفاده از بهترین سرویسها و مبلمان در خانه، استراحت و تفریح در زیباترین سواحل و جزایر دنیا، داشتن دهها خودروی شیک، برگزاری مهمانیهای پرهزینه و شرکت در مجالس لهو، با هزینهٔ شخصی یا با استفاده از اموال عمومی، یک امر عادی است، اما رهبر با الگو قراردادن اولیای دین، همواره یک زندگی ساده را دنبال میکند.

اسوه پیشوایی؛ پیامبر اکرم (ص)
1- اجرای عدالت: از اهداف حکومت اسلامی اجرای عدالت بود و ایشان در این مورد با قاطعیت عمل کرد و کوشید جامعهای بنا کند که در آن از تبعیض خبری نباشد و همه در برابر قانون الهی یکسان باشند. این اقدام پیامبر اکرم در شرایطی انجام میگرفت که در جامعهٔ آن روز حجاز و سایر کشورها تبعیض و تفاوت طبقاتی یک قانون پذیرفته شده بود و کسی با آن مخالفت نمیکرد. آن حضرت، درآمد بیت المال را به تساوی میان عرب و غیر عرب تقسیم کرد با همهٔ بردباری و ملایمتی که در نادیده گرفتن حق شخصی خود داشت، در برابر ضایع شدن حقوق افراد جامعه میایستاد و کوتاه نمیآمد و متجاوزان حقوق مردم را در هر موقعیت و مقامی که بودند، مجازات میکرد.
ایشان فرمودهاند:
«اقوام و ملل پیشین بدین سبب دچار سقوط شدند که در اجرای عدالت، تبعیض روا میداشتند زیرا اگر فردی بزرگ از ایشان دزدی میکرد رهایش میکردند و اگر فردی ضعیف دزدی میکرد وی را مجازات میکردند».
حضرت در جنگهایی هم که پیش میآمد حق و عدالت را کاملاً رعایت میکرد و یاران خود را موظف به رفتار عادلانه و انسانی میکرد و میفرمود:
«اگر کافری در جنگ کشته شد او را مثله نکنید، کودکان و پیران و زنان را نکشید، حیوانات حلال گوشت را نکشید مگر اینکه برای تغذیه به آن احتیاج داشته باشید. هرگز آب مشرکان را زهر آلود نکنید و مزارع و نخلستانها را نسوزانید.»
2- محبت و مدارا با مردم: رفتار رسول خدا با مردم به قدری محبتآمیز بود که مردم ایشان را پدر مهربان خود میدانستند و در سختیها به ایشان پناه میبردند. معمولاً اطرافیان یک رهبر برای اینکه خود را به او نزدیک کنند، عیب دیگران را نزد او بازگو میکنند. رسول خدا به یاران خود میفرمود: بدیهای یکدیگر را پیش من بازگو نکنید؛ زیرا دوست دارم با دلی پاک و خالی از کدورت با شما معاشرت کنم.
هرکس به خانهٔ آن حضرت میرفت، به او احترام میکرد تا آنجا که گاهی ردای خود را زیر پای او پهن میکرد یا بر تشک خود مینشاند. هرگز در مقابل یارانش پای خود را دراز نمیکرد و سعی میکرد تا وقتی که آنها نشستهاند، در کنارشان باشد. اگر دربارهٔ آخرت حرف میزدند با آنان همراهی میکرد؛ اگر دربارۀ خوردنی و آشامیدنی و سایر امور روزمره سخن میگفتند، برای اظهار مهربانی با آنان هم سخن میشد. گاهی در حضور پیامبر، شعر میخواندند یا از گذشتهٔ خود میگفتند. در همۀ این موارد، حضرت، آنان را منع نمیکرد مگر اینکه کار حرامی از آنان سر میزد.
3- سختکوشی و دلسوزی در هدایت مردم: پیامبر چنان علاقهمند به نجات مردم از گمراهی بود که خداوند درباره او خطاب به مسلمانان فرمود:
«رنج شما برای او سخت و دشوار است و بر [هدایت] شما حریص است».
ایشان با مهربانی و صبر و تحمل به هدایت مردم ادامه داد و گاه نزدیک بود از شدت غصه و اندوه فراوان از پا درآید، از اینرو خداوند به او فرمود:
لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ (سورهٔ شعرا، آیه 3)
«گویی میخواهی به خاطر آنکه (مشرکان) ایمان نمیآورند، جان خود را از دست بدهی»
امام علی که در بیشتر این صحنهها در کنار رسول خدا بود، بعدها درباره تلاش بی پایان پیامبر میفرمود:
«پیامبر یک طبیب سیّار بود، [برخلاف سایر طبیبان] او خود به سراغ مردم میرفت، داروها و مرهمهایش را خودش آماده میکرد و ابزارهای طبابت را با خود میبرد تا بر هر جا که نیاز داشته باشد بگذارد؛ بر دلهای کور، بر گوشهای کر، بر زبانهای گنگ، او با داروهای خویش بیماران غفلتزده و سرگشته را رسیدگی و درمان میکرد».
آن حضرت سخنان کسانی را که اهل دلیل و برهان بودند با صبر و حوصله میشنید و هر قسمتی از سخن را که حق بود، تصدیق مینمود و در مورد قسمت باطل آن، به آرامی با مخاطبان استدلال میکرد.
4- مبارزه با فقر و همدردی با فقیران: رسول خدا به دنبال بنای جامعهای آباد و دور از فقر و محرومیت بود. به همین جهت مردم را به کار و فعالیت تشویق میکرد، از بیکاری بدش میآمد و کسانی را که فقط عبادت میکردند و کار نمیکردند، مذمت میکرد.
در عین حال، فقیران را بسیار گرامی میداشت و نمیگذاشت که به خاطر فقر به آنها بیتوجهی گردد و فراموش شوند. برخی از آنها دوست صمیمی ایشان محسوب میشدند. ثروت را ملاک برتری نمیشمرد. به آسانی با فقیرترین و محرومترین مردم مینشست و صمیمانه با آنها گفتوگو میکرد. آنان نیز رسول خدا را همدل و همراز خود مییافتند. آن حضرت به یاران خود میفرمود:
«به من ایمان نیاورده است کسی که شب را با شکم سیر بخوابد درحالی که همسایهاش گرسنه باشد».
5- برابری و اخوت اسلامی: رسول خدا با ارزشهای جاهلی مبارزه کرد. یکی از این ارزشها، تعصبهای قومی و نژادی بود. آن حضرت برتری عرب بر عجم را که از سنتهای غلط جاهلی بود باطل کرد و هرگونه فخر و افتخار به اینگونه مسائل را مذموم شمرد. ملاک وی در تقسیمبندی، تقوای انسانها بود و سرلوحهٔ کار آن حضرت این آیهٔ شریفه بود:
یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثَیٰ وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ (سورهٔ حجرات، آیهٔ 13)
رسول خدا در مدینه، حکومت اسلامی را بنا کرد و به طور طبیعی، افراد پیرامون وی بیشتر اهل مدینه و مکه بودند. اما اگر افرادی غیر عرب ایمان میآوردند و در جمع مؤمنان قرار میگرفتند عزّت و شرافتی مانند دیگران مییافتند و متناسب با تواناییشان، مسئولیت میگرفتند.
تعمیق یادگیری (صفحهٔ 134 کتاب درسی)
1- در رابطه با حکومت جمهوری اسلامی به سؤالات زیر پاسخ دهید:
الف) هر یک از واژههای «اسلامی» و «جمهوری» به چه مطلبی اشاره دارند؟
ب) ویژگیهای «حکومت جمهوری اسلامی» را با سایر حکومتهای جمهوری و دمکرات رایج در جهان مقایسه کنید.
2- هر یک از احادیث زیر به کدامیک از سیره و روشهای هدایتی پیامبر اشاره دارد؟
الف) اولین کسی که به جهنم میرود، فرمانروای قدرتمندی است که به عدالت رفتار نمیکند.
ب) برای یتیم، چنان پدری مهربان باش و بدان که همانطور که کشت میکنی، درو خواهی کرد.
ج) خداوندا قوم مرا بیامرز زیرا که ایشان نمیدانند (نادان هستند).
د) غذا و طعامی بزرگتر و پاکیزهتر از آنچه فرد با تلاش و بازوی خویش بهدست آورده، نیست.
3- هر یک از موارد زیر به کدامیک از وظایف رهبر نسبت به مردم اشاره دارند؟
الف) تأکید رهبر انقلاب بر جلوگیری از واردات بیرویه
ب) برگزاری سالانه نشست اساتید و دانشجویان با رهبر انقلاب
ج) رهبر انقلاب: اگر از اسرائیل غلطی سر بزند، تلآویو و حیفا را با خاک یکسان خواهیم کرد.
د) نام گذاری سال 96 به سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» توسط رهبر معظم انقلاب
ه) سفارش رهبر انقلاب به احیای امر بهمعروف و نهی ازمنکر به عنوان «واجب فراموش شده»
هم اندیشی (صفحهٔ 135 کتاب درسی)
نقاط ضعف و قوت نظام اسلامی ایران در شرایط کنونی چه اموری هستند؟ برای رفع نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت چه پیشنهاداتی دارید؟
تحقیق کنید (صفحهٔ 135 کتاب درسی)
در درس با نمونههایی از روش رهبری پیامبر اکرم آشنا شدید. نمونههای دیگری از شیوۀ رهبری ایشان را از منابع بیابید و در کلاس ارائه دهید.